ارواح و شخصیتهای خیالی یا کنفدراسیون خیالی

 

چندی پیش سایتی در راستای اهداف از پیش تعیین شده خود اقدام به ترور شخصیت تنی چند از فعالان سیاسی کرد و با بیان اینکه این افراد از عوامل وزارت اطلاعات ایران و مخبر مستقر در آمریکا هستند، سعی در جو سازی و به قول خودش افشاگری داشت.

 

احمد باطبی یکی از افراد مورد حمله ی این سایت بود که 104 نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی و روزنامه نگاران با امضا نامه ای حمایت خود را از احمد باطبی اعلام داشته و مهر تاییدی بر کذب بودن ادعای سایت مذکور زدند.

 

پس از انتشار نامه ی حمایتی، امیر عباس (سیاوش) فخرآور و تیمش با فضا سازی، این حمایت را کذب دانسته و امضا کنندگان را با عنوان ارواح و شخصیتهای خیالی معرفی کرده و حتی امضا ی عده ای را جعلی و یا بی خبر از انتشار نامشان در این نامه معرفی کردند.

 

پیش از هر چیز باید این نکته را یادآور شد که فخر آور چنان از انتشار این نامه به خشم آمده که بسادگی از کنار نام تعدادی از مشهورترین چهره های عالم سیاست، روزنامه نگاری و هنر ایران گذشته و عنوان مطلب خود را با" نامه ارواح و شخصیتهای خیالی در حمایت از احمد باطبی" آغاز کرده است.

 

حتما داریوش اقبالی، محسن سازگارا، مجتبی واحدی، علیرضا نوری زاده، علی افشاری، شاهین نجفی، فاطمه حقیقت جو، امیر حسین گنجبخش، فریبا داوودی مهاجر، کوروش صحتی، کیانوش سنجری، اکبر عطری و دهها امضا کننده نام آشنای این نامه هم از نظر فخرآور ارواح و شخصیتهای خیالی هستند و اعضای کنفدراسیون دو سه نفره ایشان شخصیتهای زنده و حقیقی جامعه ایران.

 

کنفدراسیونی که جدا از جعلی بودن آن برای فریب افکار عمومی و گرفتن دلارهای به ظاهر مبارزاتی از نام تعدادی از فعالان و زندانیان سیاسی بدون اطلاع آنها استفاده کرده است.

 

اما در ارتباط با نام آشنا نبودن و جعل امضاهای نامه حمایتی از احمد باطبی، ضمن تحقیق در رابطه با آنچه که آقای فخرآور مدعی آن است نکاتی را به عرض رسانده و مخاطبین را در مقام قضاوت قرار می دهم.

 

در ابتدای این مقاله ذکر شده است که تیم تحقیق سبزنامه (سایت فخر آور) طی تماسی با چند نفر از امضا کنندگان، از جمله شیخ محمد هدایتی، آرش سبحانی، علی و حسین طبرزدی، در یافته اند که این افراد از وجود نامه مذکور هیچ اطلاعی نداشته و نام و امضای آنان جعل شده است.

 

این در حالی ست که آقای هدایتی متن کامل نامه حمایتی واسامی امضا کنندگان را در سایت رسام در تاریخ 15مرداد1390 با عنوان کامل " نامه جمعی از روزنامه نگاران، مدافعان حقوق بشر، فعالان دانشجویی و سیاسی در محکومیت ترور شخصیت احمد باطبی " منتشر کرده است.

 

در ادامه از بی خبری آرش سبحانی و علی طبرزدی نوشته بودند که با مراجعه به صفحه فیس بوک آقایان سبحانی و طبرزدی نیز متن این نامه که توسط این دو به اشتراک گذاشته بود، مشاهده شد.

 

این تنها سه مورد از مواردی بود که تیم آقای فخرآور آنان را بی خبر از نامه مذکور معرفی کرده بودند.

 

فخرآور در جایی دیگر از مطلب خود مدعی شده که نام آقای درویش رنجبر در میان امضا کنندگان وجود دارد و وی در تماس با آقای رنجبر مدعی می شود که آقای رنجبر ار امضای این نامه مطلع نبوده است.

 

این در حالی است که در هیچ کجای نامه حمایتی از باطبی نامی از آقای درویش رنجبر دیده نمی شود که حالا ایشان بخواهند به این قضیه معترض باشند.

 

ازاین قبیل دروغ پردازیها در بخشهای دیگری از مطلب فخر آور هم وجود دارد.

 

در ادامه ی به اصطلاح گزارش تیم سبزنامه، به اسامی افرادی اشاره شده که به اعتقاد این سایت این اسامی وجود خارجی نداشته و با عنوان ارواح و شخصیتهای خیالی از آنها یاد شده است.

 

در این بین نام آقای محمدحسین درویش نیز به چشم می خورد که ایشان یکی از فعالان با سابقه در زمینه ی حقوق بشر، روزنامه نگاری و تحلیلگر و دانش آموخته ی جامعه شناسی از دانشگاه تهران می باشند. صرف نظر از اینکه آقای درویش در ابتدای امر صراحتا از آقای باطبی در مقابل یاوه گویی های فخرآور و گروه انگشت شمار وی، حمایت کرده است، با انتشار جوابیه ای با عنوان "هورا !!! من وجود خارجی ندارم. . . " در صفحه ی فیس بوک و وبلاگ شخصی خود، مهر تاییدی بر دروغ پراکنی و یاوه گویی های این عده قلیل زده است.

 

در ضمن دیگر چهره های مورد ادعای فخرآور هم کسانی هستند که بدون هیچ ادعایی یا در ایران و یا در خارج از ایران به فعالیتهای سیاسی و حقوق بشری خود ادامه می دهند و از کسی چون فخر آور که چهره های شناخته شده جامعه ایرانی را ارواح فرض می کند انتظاری نیست که نام بابک عباس زادگان، محسن دلیری، غلام عباسی و دیگرانی را که دل در گرو آزادی ایران سپرد ه اند را شنیده باشد.

 

مسلما فخرآور نام آنان را نشنیده چراکه دریوزگی و گدایی برای چند دلار بیشتر، دروغ پراکنی و تخریب چهره مبارزین وقتی برای او باقی نگذاشته.

 

با بیان این مطالب و مشاهده ی اسناد ارایه شده میتوان به راحتی دریافت که مقصود فخرآور از انتشاراخبار کذب و ترور شخصیتی افراد، تنها از روی خصومت شخصی نیست. در خوشبینانه ترین حالت فخرآور مرا یاد برادر حاتم طایی می اندازد که برای رسیدن به شهرت حاضر به تن دادن به هر کاری بود حتی ادرار در چاه زمزم.

 

اما مساله مهمتر از این با توجه به سخنان اخیر وزیر اطلاعات مبنی بر سعی در نفوذ و تخریب چهره اپوزیسیون ایران اقدامات امثال فخراور بخشی از یک طرح بزرگتر هستند.

 

طرح بی اعتماد کردن مردم به اپوزیسیون. جالب این جاست که روزنامه کیهان تهران هم بخش ویژه ای را برای انتشار مطالب امثال فخر آور در نظر گرفته است.

 

جای تاسف دارد برای امثال فخرآور و دوستانش که از تریبون های به اصطلاح حقوق بشری در راستای تخریب شخصیتی افراد استفاده می کنند. این متن و اسناد ارایه شده، بیانگر عدم صداقت در گفتار و رفتار فخر آور و تیم تحقیق او است. امید است که با افشای باند دروغ پراکنی این گروه، مخاطبین اندک فخر آور در مورد آنچه که از سوی آنان افشاگری نامیده می شود، کمی بیشتر تعقل کرده تا در این عمل زشت و ناپسند شریک نشوند.

 

در آخر مطلبی از سوی تیم سبزنامه ایرانیان منسوب به فخرآور معلوم الحال ذکر شده که آقایان حسن زارع زاده اردشیر و احمد باطبی را با عنوان خبرچین های خرده پای وزارت اطلاعات ایران معرفی کرده و از آنان خواسته که در پیشگاه ملت ایران برای آنچه که به زعم وی خبرچینی، خیانت و جنایت به مردم بوده، عذرخواهی کنند.

 

آقای فخرآور؛ کمی به خود بیایید ... مردم ایران فکورند و مسائل اینچنینی را هرگز و هرگز فراموش نخواهند کرد. آیا تصور نمیکنید که شما باید در مقابل دروغ پراکنی هایتان شرمسار بوده و از حضور مردم شریف ایران و کسانی که به آنها اتهام می زنید، عذر خواهی کنید ؟

 

"ای افعی زادگان؛ خس را در چشم دیگران می بینید، ولی شاخ را در خود نمی بینید؟ "

(عیسی مسیح)

 

حمید رضا مبین

زندانی سیاسی سابق و عضو پیشین جبهه متحد دانشجویی

14 آگوست 2011

 

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.